آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان سرزمین مادری بیش تر از یه ساله که رفتی... هیچی نگفتم...همیشه خندیدم که مامان خوشحال باشه... اما بابایی اینو بدون جای خالی تو با هیچ چیزو هیچ کس پر نمیشه... دلم برات تنگ شده بابایی،هرشب وقتی همه خوابن کلی با قاب عکست حرف میزنم... اما ناراحت نیستم...چون میدونم واسه سرفرازی ایران جونتو دادی.... پنج شنبه 4 آبان 1391برچسب:, :: 17:32 :: نويسنده : یه ایرانی
![]() ![]() |